تبلیغات
دکلمه
تاریخ : پنجشنبه 24 اسفند 1391 | 12:22 ب.ظ | نویسنده : سهراب چوبداری

با آرزوی روزهایی شاد و دل انگیز برای شما

امیدوارم از نوشته ها خوشتون بیاد و همچنین به آخر صفحه هم مراجعه کنید چون چند صفحه می باشد

باتشکر



تاریخ : جمعه 25 مرداد 1392 | 06:28 ق.ظ | نویسنده : سهراب چوبداری

دنیای این روزای من درگیر تنهایی شده ، تنها مدارا میکنیم دنیا عجب جایی شده

به این خونه چقد اسرار کردی ، تمام دورمو دیوار کردی

دلم خوش بود سقفی رو سرم هست ، همون سقفم سرم آوار کردی

خدایا حق من خونه خرابی ، اونم تو بدترین جای زمان نیست

یه دنیا امتحان پس داده بودم ، خدایا موقع این امتحان نیست

بهت دارو ندارم رو سپردم ، تو میتونی ازم عرشم بگیری

فقط یک فرش مونده زیر پاهام ، یعنی میخوای این فرشم بگیری

تمام عمر افتادم تو این راه ، تمام عمر خالی بوده دستام

یه بارم که رو پاهام ایستادم ، تو لرزوندی جهانو زیر پاهام

دارم میمیرم از این بغض هر روز ، خدایا گریه های ما یه دریاست

نمی دونم چرا هرچی عذابه ، همیشه حق ما خونه خراباست

همه دارو ندارم رو گرفتی ، شاید میراث من خالی شدن بود

همینا که برای تو حقیره ، تو این برزخ همه دنیای من بود

 



تاریخ : جمعه 25 مرداد 1392 | 06:26 ق.ظ | نویسنده : سهراب چوبداری
هیچ گزینه ای نمیتواند جای خالیت راپر کند،حتی همه موارد!!!…

تاریخ : جمعه 25 مرداد 1392 | 06:14 ق.ظ | نویسنده : سهراب چوبداری

می ایم از راهی دور......

 

و انچه را با ایینه تجسم کرده بود

 

پس از گفتگوهای شبانه

 

بامن در یک لحظه دنج


فارغ از هیاهوی نان

 

میسراید به شکل ترانه

 

به شکل عشق رسیده

 

و عطشی که سیرابی او نابم کند.

 

می تراود قلمهای خشکیده بر کاغذ

 

انبوه دلتنگیهایم را       که فقط ثانیه ها میفهمند.   

 

 دست من حس می کند نبظش را

 

میسپارد پلکهایش بهم            و در اوج رویا   به پرواز در میاید

 

و در کنار اندیشه ام     ارام می گیرد.

 

تا دلش بر گیرم         وبا ساغری دلتنگیش را بشورانم.

 

می ایم از راهی دور

 

و او کوله باری از  دل سروده هایش می گشاید........



تاریخ : دوشنبه 21 مرداد 1392 | 09:41 ق.ظ | نویسنده : سهراب چوبداری

هر خطا از چشم آید ، عذر میخواهد لبت

تلخی بادام را شِکَر تلافی میکند . . .

.

.

.

هرگز در زندگی این دو را ابراز نکنید

اول ، آنچه نیستید

دوم ، همه ی آنچه هستید . . .

.

.

.

هیچ وقت خودت را باد نکن

چرا که کوچک ترین سوزن تو را می ترکاند !

.

.

.

گرایش تو به آن کس که تو را نمیخواهد سبب خواری توست  . . .

.

.

.

اگه به اونی که میخوای نمیرسی

آهسته تر برو تا اونی که تو رو میخواد بهت برسه . . .

.

.

.

قبل از اینکه فکرت کار دستت بده ، تو یه کاری دستش بده !

.

.

.

این محنتی که از تنگی قفس می کشیم

کفران نعمتی است که در باغ کرده ایم . . .



تاریخ : دوشنبه 21 مرداد 1392 | 09:37 ق.ظ | نویسنده : سهراب چوبداری

شکارچی پرنده، سگ جدیدی خریده بود. سگی که ویژگی منحصر به فردی داشت. این سگ می توانست روی آب راه برود. شکارچی وقتی این را دید نمی توانست باور کند و خیلی مشتاق بود که این را به دوستانش بگوید. برای همین یکی از دوستانش را به شکار مرغابی در برکه ای آن اطراف دعوت کرد.

او و دوستش شکار را شروع کردند و چند مرغابی شکار کردند. بعد به سگش دستور داد که مرغابی های شکار شده را جمع کند. در تمام مدت چند ساعت شکار، سگ روی آب می دوید و مرغابی ها را جمع می کرد. صاحب سگ انتظار داشت دوستش درباره این سگ شگفت انگیز نظری بدهد یا اظهار تعجب کند، اما دوستش چیزی نگفت.

در راه برگشت، او از دوستش پرسید آیا متوجه چیز عجیبی در مورد سگش شده است؟

دوستش پاسخ داد: «آره، در واقع، متوجه چیز غیرمعمولی شدم. سگ تو نمی تواند شنا کند.»

-------------------------------------------------

بعضی از افراد همیشه به ابعاد و نکات منفی توجه دارند. روی وجوه منفی تیم های کاری متمرکز نشوید. با توجه به جنبه های مثبت و نقاط قوت، در کارکنان و تیم های کاری ایجاد انگیزه کنید. آیا شما با چنین افرادی همکار بوده اید؟




تاریخ : دوشنبه 21 مرداد 1392 | 09:35 ق.ظ | نویسنده : سهراب چوبداری

اگر می خواهید خوشبخت باشید

زندگی را به یک هدف گره بزنید ، نه به اشیاء  . . .

.

.

.

به کسانی که پشت سر شما حرف میزنند ، بی اعتنا باشید
آنها به همانجا تعلق دارند
یعنی دقیقا پشت سر شما . . .

.

.

.

زمانی خاطره هایتان از امیدهایتان قوی تر شدند ، روزگار افولتان در راه است . . .

.

.

.

وقتی به کسی بطور کامل و بدون هیچ شک و تردیدی اعتماد می کنید

در نهایت دو نتیجه کلی خواهید داشت :

” شخصی برای زندگی “

یا

” درسی برای زندگی “



تاریخ : دوشنبه 7 مرداد 1392 | 06:49 ب.ظ | نویسنده : سهراب چوبداری
داتلود آهنگ شبانه از فرهاد




تاریخ : دوشنبه 7 مرداد 1392 | 06:00 ب.ظ | نویسنده : سهراب چوبداری
داره از ابر سیاه خون می چکه 

                                                               جمعه ها خون جای بارون می چکه

نفسم در نمیاد جمعه ها سر نمیاد

                                                              کاش  میبستم چشامو این ازم بر نمیاد





                                                                              با اجرا ی زیبای فرهاد جان




تاریخ : دوشنبه 7 مرداد 1392 | 10:44 ق.ظ | نویسنده : سهراب چوبداری
به کنار تپه شب رسید.

با طنین روشن پایش آیینه فضا شکست.

دستم را در تاریکی اندوهی بالا بردم

و کهکشان تهی تنهایی را نشان دادم،

شهاب نگاهش مرده بود.

غبار کاروان ها را نشان دادم

و تابش بیراهه ها

و بیکران ریگستان سکوت را

و او

پیکره اش خاموشی بود.

لالایی اندوهی بر ما وزید.


تاریخ : دوشنبه 7 مرداد 1392 | 10:43 ق.ظ | نویسنده : سهراب چوبداری


تاریخ : دوشنبه 7 مرداد 1392 | 10:39 ق.ظ | نویسنده : سهراب چوبداری
آفتابی یکدست

سارها آمده اند

تازه لادن ها پیدا شده اند

من اناری را،می کنم دانه،به دل می گویم:

خوب بود این مردم،دانه های دلشان پیدا بود.

می پرد در چشمم آب انار:اشک می ریزم

مادرم می خندد.

رعنا هم.




تاریخ : دوشنبه 7 مرداد 1392 | 10:26 ق.ظ | نویسنده : سهراب چوبداری
شادی ام را معنی به سر مستی نگیر / آنکه می خندد غمش بی انتهاست

تاریخ : جمعه 4 مرداد 1392 | 03:56 ب.ظ | نویسنده : سهراب چوبداری
گر که بیهوده زیباست شب

برای چه زیباست شب

برای که زیباست؟

شب و

رود بی انحنای ستارگان

که سردمی گذرد

و سوگواران دراز گیسو

بر دو جانب رود

یادآورد کدام خاطره را

با قصیده ی نفس گیر غوکان

تعزیتی می کنند

به هنگامی که هر سپیده

به صدای هر آواز دوازده گلوله

سوراخ

میشود؟

اگر که بیهوده زیباست شب

برای که زیباست شب

برای چه زیباست؟...


                                                                                     احمد شاملو



تاریخ : جمعه 4 مرداد 1392 | 03:54 ب.ظ | نویسنده : سهراب چوبداری
از رنجی خسته ام که ازآنِ من نیست

بر خاکی نشسته ام که ازآنِ من نیست

با نامی زیسته ام که ازآنِ من نیست

از دردی گریسته ام که ازآنِ من نیست

از لذّتی جان گرفته ام که ازآنِ من نیست

به مرگی جان می سپارم که ازآنِ من نیست.



                                                                                               احمد شاملو




تاریخ : جمعه 4 مرداد 1392 | 03:50 ب.ظ | نویسنده : سهراب چوبداری

به سراغ من اگر می آیید.

پشت هیچستانم

پشت هیچستان جایی است.

پشت هیچستان رگ های هوا پر قاصدک هایی است

که خبر می آرند از گل واشده در دورترین بوته خاک

روی شن ها هم نقش سم اسبان سواران ظریفی است که صبح

ادامه مطلب

تعداد کل صفحات : 5 :: 1 2 3 4 5

  • پاپو مارکت
  • گیره
  • کارت شارژ همراه اول